از سندرک بگو

بررسی تاریخ و تمدن هر منطقه‌ای بدون درک عمیق از بستر جغرافیایی آن امکان‌پذیر نیست. شهر سندرک، که امروزه به عنوان نگین شرق شهرستان میناب شناخته می‌شود، در مختصات جغرافیایی ۲۶ درجه و ۵۰ دقیقه و ۱۰ ثانیه عرض شمالی و ۵۷ درجه و ۲۵ دقیقه و ۲۸ ثانیه طول شرقی واقع شده است. این استقرارگاه در پهنه‌ای قرار گرفته که به لحاظ جغرافیای سیاسی و اقتصادی، نقشی حیاتی در اتصال نواحی ساحلی به عمق فلات ایران ایفا می‌کند. سندرک در جاده‌ای غیرساحلی که میناب را به بندر جاسک متصل می‌سازد، جای گرفته است. این مسیر مواصلاتی، از دیرباز به عنوان جایگزینی امن برای مسیرهای ساحلی که اغلب در معرض طوفان‌های دریایی یا تهاجم دزدان دریایی بوده‌اند، مورد استفاده کاروان‌های تجاری و نظامی بوده است.  

گزارش جامع تحلیلی و تاریخی تمدن سندرک: واکاوی تطبیقی از استقرارگاه‌های باستانی گورن تا تکوین شهرنشینی مدرن در پس‌کرانه‌های مکران

فصل اول: مبانی جغرافیایی و اکولوژیک؛ بستر شکل‌گیری تمدن در سندرک

۱.۱. موقعیت ژئواستراتژیک در کریدور میناب-جاسک

بررسی تاریخ و تمدن هر منطقه‌ای بدون درک عمیق از بستر جغرافیایی آن امکان‌پذیر نیست. شهر سندرک، که امروزه به عنوان نگین شرق شهرستان میناب شناخته می‌شود، در مختصات جغرافیایی ۲۶ درجه و ۵۰ دقیقه و ۱۰ ثانیه عرض شمالی و ۵۷ درجه و ۲۵ دقیقه و ۲۸ ثانیه طول شرقی واقع شده است. این استقرارگاه در پهنه‌ای قرار گرفته که به لحاظ جغرافیای سیاسی و اقتصادی، نقشی حیاتی در اتصال نواحی ساحلی به عمق فلات ایران ایفا می‌کند. سندرک در جاده‌ای غیرساحلی که میناب را به بندر جاسک متصل می‌سازد، جای گرفته است. این مسیر مواصلاتی، از دیرباز به عنوان جایگزینی امن برای مسیرهای ساحلی که اغلب در معرض طوفان‌های دریایی یا تهاجم دزدان دریایی بوده‌اند، مورد استفاده کاروان‌های تجاری و نظامی بوده است.   

موقعیت سندرک به گونه‌ای است که از شمال به شهرستان رودان، از جنوب به شهرستان جاسک، از شرق به ارتفاعات سخت‌گذر و بکر بشاگرد و از غرب به جلگه حاصلخیز میناب محدود می‌شود. این محصوریت در میان عوارض طبیعی متنوع، به سندرک هویتی دوگانه بخشیده است؛ از یک سو با فرهنگ ساحلی و دریایی خلیج فارس و دریای عمان در ارتباط است و از سوی دیگر، ویژگی‌های زیست کوهپایه‌ای و ایزوله مناطق بشاگرد را در خود دارد. رودخانه «مازایی» که از نزدیکی این شهر عبور می‌کند، به همراه دیگر رودخانه‌های فصلی و دائمی، شریان حیاتی این منطقه را تشکیل داده و امکان استقرار جوامع انسانی را در طول هزاره‌ها فراهم آورده است.   

۱.۲. توپوگرافی و اقلیم: دوگانگی کوه و دشت

تحلیل‌های اقلیمی نشان می‌دهد که سندرک در مرز میان دو ناحیه آب و هوایی متفاوت قرار گرفته است. از نظر اقلیم‌شناسی، این منطقه به دو بخش شرقی و غربی قابل تفکیک است: بخش شرقی که متأثر از ارتفاعات بشاگرد است، دارای آب و هوای معتدل کوهستانی بوده و بخش غربی که به جلگه میناب نزدیک‌تر است، ویژگی‌های گرم و خشک مناطق جنوبی را داراست. این تنوع خرد-اقلیمی (Micro-climate) باعث شده تا سندرک در فصول پاییز، زمستان و اوایل بهار، دارای شرایط زیست‌محیطی مطلوبی باشد و به عنوان مقصدی برای گردشگری و همچنین کشاورزی خارج از فصل مورد توجه قرار گیرد.   

در اصطلاح محلی و بر اساس فرهنگ جغرافیایی آبادی‌های منطقه، سندرک به زمینی اطلاق می‌شود که در میان کوه‌ها واقع شده و دارای سطحی ناهموار و سنگلاخی است. این توصیف دقیقاً با واقعیت‌های ژئومورفولوژیک منطقه که ترکیبی از دره‌های ناو‌گونه و صخره‌های سنگی است، همخوانی دارد. وجود کوهپایه‌ها و دره‌های حاصلخیز مانند «درپهن» (که وجه تسمیه آن به دلیل محصور شدن روستای مرکزی آن بین رودخانه‌های پهن و بزرگ است) ، بستری مناسب برای شکل‌گیری کلونی‌های انسانی متراکم در این منطقه فراهم کرده است.   


فصل دوم: تبارشناسی تاریخی و ریشه‌های باستانی نام سندرک

۲.۱. فیلولوژی و وجه تسمیه: جدال سنگ و مهاجرت

واکاوی نام «سندرک» ما را به لایه‌های عمیق تاریخی و تعاملات بین‌تمدنی در جنوب ایران رهنمون می‌سازد. در پژوهش‌های میدانی و اسنادی، دو نظریه اصلی برای ریشه این نام وجود دارد که هر یک بخشی از هویت تاریخی منطقه را آشکار می‌کند.

نظریه نخست: ریشه جغرافیایی (سنگ و دره) بسیاری از اهالی و منابع جغرافیایی بر این باورند که واژه سندرک ترکیبی از دو جزء «سنگ» و «دَرَک» (به معنای دره کوچک یا درگاه) یا «سنگ» و «رَک» (رگه یا صخره) است. این نامگذاری توصیفی، بازتابی مستقیم از محیط فیزیکی منطقه است که با سنگ‌های گوناگون و دره‌های عمیق و ناو‌شکل احاطه شده است. در این تعبیر، سندرک به معنای «مکان سنگی در میان دره‌ها» است که با توجه به موقعیت استراتژیک قلعه و بافت قدیمی شهر، تفسیری منطقی به نظر می‌رسد.   

نظریه دوم: ریشه مردم‌شناسی (مهاجران سندی) نظریه دوم که از پیچیدگی تاریخی بیشتری برخوردار است، ریشه نام را به مهاجرت اقوام از شبه‌قاره هند نسبت می‌دهد. بر اساس روایات شفاهی و تحلیل‌های تاریخی، در دوران باستان گروهی از مردمان شرق (ناحیه سند در پاکستان و هند امروزی) به این منطقه کوچ کرده‌اند. در گویش محلی، به این مهاجران «سندی» گفته می‌شده است. بر این اساس، نام اصلی منطقه «سندی‌رک» (محل استقرار سندی‌ها) بوده که به مرور زمان به سندرک تغییر یافته است. جزء «رک» در گویش‌های محلی جنوب ایران به عنوان پسوند مکان نیز کاربرد دارد. این نظریه با توجه به موقعیت سواحل مکران به عنوان دروازه ورود اقوام هندی و آسیایی به فلات ایران، از اعتبار بالایی برخوردار است.   

۲.۲. باستان‌شناسی مرگ: قوم گورن و آیین‌های تدفین

یکی از شگفت‌انگیزترین جنبه‌های تاریخ باستان سندرک، حضور قومی به نام «گورن» (Gowran) یا گبران است. شواهد باستان‌شناسی و حافظه تاریخی مردم منطقه نشان می‌دهد که پیش از استقرار کامل فرهنگ اسلامی، اقوامی در این منطقه می‌زیستند که آداب تدفین آن‌ها با سنت‌های رایج در فلات مرکزی ایران متفاوت بوده است.

به گفته اهالی و بر اساس یافته‌های اتفاقی در حفاری‌ها، این اقوام اجساد مردگان خود را دفن نمی‌کردند، بلکه می‌سوزاندند و خاکستر آن‌ها را در کوزه‌هایی مخصوص نگهداری می‌کردند. این شیوه تدفین (Cremation)، مشخصاً با آیین‌های هندو و فرهنگ‌های شرق باستان (ناحیه سند و هند) مطابقت دارد و نظریه مهاجرت سندی‌ها را به شدت تقویت می‌کند. بقایای این کوزه‌های حاوی خاکستر که در دل خاک‌های سندرک یافت شده، سندی غیرقابل‌انکار از حضور یک تمدن غیربومی یا ترکیبی در هزاره‌های گذشته است.   

علاوه بر این، آثار گورستان‌های باستانی متعددی در نقاط مختلف شهر سندرک، از جمله در محوطه درمانگاه مرکزی، مسجد جامع، اداره آموزش و پرورش و زیر گردنه روستای کشهران مشاهده می‌شود که به «گور اسب» معروف هستند. گستردگی این گورستان‌ها نشان‌دهنده تراکم جمعیت بالا و وجود یک استقرارگاه دائم و پررونق در دوران پیش از اسلام یا قرون اولیه اسلامی است. اصطلاح «گورن» در اینجا احتمالا به معنای زرتشتیان یا غیرمسلمانان (گبرها) به کار رفته است، اما با توجه به آیین سوزاندن اجساد، احتمالاً ترکیبی از باورهای زرتشتی و هندی در این منطقه حاکم بوده است.   


فصل سوم: ساختارهای اجتماعی و قبیله‌ای در بستر تاریخ

۳.۱. قوم میرشکار: بازماندگان شکارگران باستانی

در کنار مهاجران سندی، ساختار اجتماعی سندرک با حضور اقوام بومی و عشایری شکل گرفته است. یکی از مهم‌ترین این اقوام، قوم «میرشکار» است که ادبیات شفاهی و فرهنگ بومی غنی آن‌ها بخشی جدایی‌ناپذیر از هویت سندرک محسوب می‌شود. واژه میرشکار به معنای امیر یا سرکرده شکارچیان است و نشان‌دهنده پیشینه معیشتی این قوم در بهره‌برداری از منابع حیات وحش مناطق کوهستانی بشاگرد و سندرک است. بررسی فرهنگ عامه و ادبیات شفاهی قوم میرشکار، دریچه‌ای به شناخت تعامل انسان و طبیعت در قرون گذشته می‌گشاید، جایی که مهارت‌های ردیابی و زیست در شرایط سخت، ضامن بقای جامعه بوده است.   

۳.۲. پیوند با تمدن هرمز کهنه (میناب)

تاریخ سندرک پیوندی ناگسستنی با تاریخ میناب (هرمز کهنه) دارد. میناب که در متون تاریخی با نام‌های آنامیس، هرمز بری و مغستان شناخته می‌شده، مرکز ثقل تمدن در شرق تنگه هرمز بوده است. سندرک به عنوان یکی از نواحی پس‌کرانه‌ای (Hinterland) برای هرمز کهنه، نقش تأمین‌کننده منابع کشاورزی، دام و نیروی انسانی را ایفا می‌کرده است. زمانی که حکام هرمز در سده‌های میانه به دلیل ناامنی‌های ناشی از یورش مغولان و تیموریان مجبور به انتقال مرکزیت خود به جزیره جرون (هرمز کنونی) شدند، اهمیت مسیرهای زمینی امن‌تری که از سندرک می‌گذشتند، افزایش یافت. سندرک در این دوران به عنوان حلقه‌ای در زنجیره تدافعی و تجاری حکام محلی عمل می‌کرده و امنیت کاروان‌هایی را که از کرمان و سیستان به سمت سواحل مکران می‌آمدند، تأمین می‌نمود.   


فصل چهارم: عصر قاجار؛ شکوفایی سیاسی و معماری تدافعی

دوران قاجار را می‌توان عصر تثبیت هویت سیاسی و معماری سندرک دانست. در این دوره، با تضعیف نسبی قدرت مرکزی و افزایش نفوذ قدرت‌های استعماری (به ویژه بریتانیا) در خلیج فارس، خوانین محلی در مکران و هرمزگان قدرت بیشتری یافتند و برای حفظ قلمرو خود، دست به ساخت استحکامات نظامی زدند.

۴.۱. سفرنامه کاپیتان فلویر (۱۸۷۶): سندرک در لنز یک جهانگرد

یکی از دقیق‌ترین اسناد تاریخی که تصویری روشن از سندرک در قرن نوزدهم میلادی ارائه می‌دهد، سفرنامه «کاپیتان ارنست آیسکُو فلویر» (Ernest Ayscoghe Floyer) است. فلویر، کارمند شرکت تلگراف هند و انگلیس، در سال ۱۸۷۶ میلادی (۱۲۵۵ شمسی) سفری اکتشافی و دشوار را از بندر جاسک آغاز کرد و با عبور از مناطق ناشناخته بشاگرد (بشکرد) و انگهران، به سندرک رسید.   

مشاهدات فلویر بسیار ارزشمند است؛ او سندرک را منطقه‌ای آباد توصیف می‌کند و از شخصی به نام «رئیس علی» یاد می‌کند که در آن زمان حاکم محلی سندرک بوده است. نکته حائز اهمیت در گزارش فلویر، سلسله مراتب قدرت است؛ او تصریح می‌کند که رئیس علی تحت فرمان فردی به نام «یوسف» که حاکم جاسک بوده، عمل می‌کرده است. این سند نشان می‌دهد که در اواسط دوره ناصرالدین‌شاه قاجار، سندرک بخشی از یک بلوک قدرت منطقه‌ای به مرکزیت جاسک بوده و ساختار اداری مشخصی داشته است. فلویر نخستین غربی بود که مسیر جاسک به سندرک و سپس میناب را پیمود و جزئیات جغرافیایی و مردم‌شناسی آن را ثبت کرد.   

نکته تحلیلی: باید توجه داشت که «رئیس علی» ذکر شده در سفرنامه فلویر (۱۸۷۶) با «رئیسعلی دلواری» مشهور (قهرمان مبارزه با انگلیس در بوشهر در جنگ جهانی اول، متولد حدود ۱۸۸۲) متفاوت است. رئیس علیِ سندرک، یک حاکم محلی در شرق هرمزگان بوده که دهه‌ها قبل از قیام دلواری بر این منطقه حکمرانی می‌کرده است. تشابه اسمی نباید منجر به خلط مبحث تاریخی شود.

۴.۲. قلعه تاریخی سندرک: شاهکار معماری نظامی جنوب

نماد اقتدار تاریخی سندرک، قلعه عظیمی است که در ضلع شمالی شهر واقع شده و قدمت آن به دوره قاجاریه (حدود ۱۹۰ سال پیش) بازمی‌گردد. این بنا تنها یک پادگان نظامی نبوده، بلکه به عنوان ارگ حکومتی و محل سکونت خان و خانواده‌اش عمل می‌کرده است.   

تحلیل معماری و پلان: معماری قلعه سندرک نمونه‌ای عالی از انطباق با اقلیم گرم و خشک و شرایط امنیتی منطقه است.

مصالح: استفاده از خشت، گل، سنگ و ساروج که مصالح بوم‌آورد هستند، باعث شده بنا در برابر گرمای شدید تابستان عایق باشد.   

پلان: نقشه قلعه مستطیل شکل است و در چهار گوشه آن برج‌های مدور دیدبانی تعبیه شده که امکان رصد کامل محیط پیرامونی را فراهم می‌کرده است.

تزئینات و عناصر خاص: یکی از ویژگی‌های منحصر به فرد این قلعه، استفاده از قطعات چوبی در ساختار درها، پنجره‌ها و سقف‌ها است. همچنین وجود بادگیرها در این بنا، تأثیرپذیری از معماری مناطق مرکزی ایران و بستک را نشان می‌دهد و کارکردی حیاتی برای تهویه هوا در اتاق‌های نشیمن داشته است.   

وضعیت فعلی: متأسفانه بخش‌هایی از این بنای ارزشمند به دلیل فرسایش طبیعی و عدم مرمت کافی در طول فصول مختلف تخریب شده است، اما همچنان دیوارهای سترگ آن روایتگر تاریخ پرفراز و نشیب منطقه هستند. اداره میراث فرهنگی اخیراً توجهاتی به این بنا داشته، اما نیازمند اقدامات مرمتی جدی‌تری است.   


فصل پنجم: مردم‌شناسی فرهنگی؛ باورها، اساطیر و آیین‌ها

فرهنگ مردم سندرک گنجینه‌ای از باورهای کهن است که در آن مرز میان واقعیت و خیال، مذهب و جادو، و طب و دعا در هم آمیخته است. این باورها نشان‌دهنده تلاش انسان برای تفسیر و کنترل نیروهای ناشناخته طبیعت در محیطی خشن و پرمخاطره است.

۵.۱. پانتئون موجودات خیالی و افسانه‌ای

ادبیات شفاهی سندرک پر از موجودات وهم‌انگیزی است که کارکردهای تربیتی و اجتماعی داشته‌اند :   

درونج (Daronj): موجودی آدم‌نما و حیوان‌صفت که در کوه‌ها زندگی می‌کند. این باور احتمالاً ریشه در مشاهده حیوانات ناشناخته یا بازماندگان اقوام بدوی در کوهستان داشته است.

دئی شُو (Dayi Shaw): به معنای «مادر شب». این موجود تجسمی از خطرات شبانه بوده و برای بازداشتن کودکان از خروج از خانه در تاریکی استفاده می‌شده است.

سی‌حر (Si-hor): یا ساحر، که به جادوگران یا موجودات دارای قدرت‌های ماورایی اطلاق می‌شد.

گوش گلیمی: موجودی با گوش‌های بسیار بزرگ که یادآور افسانه‌های باستانی ایرانی درباره دیوان است.

محدو سمال و دل‌گوزک: دیگر موجوداتی که در قصه‌های عامیانه برای ترساندن یا پند دادن به کار می‌رفتند.

۵.۲. طب عامیانه و قدرت کلام (دعانویسی)

در جامعه سنتی سندرک، «ملا» یا دعانویس نقشی محوری در درمان بیماری‌ها و حل بحران‌ها داشته است. آیین‌هایی که در این منطقه ثبت شده، بسیار پیچیده و نمادین هستند :   

چِل بُر (Chel Bor): آیینی برای درمان نازایی زنان. در این مراسم، ملا نخ‌هایی رنگی را با خواندن دعا به بازو و شکم زن می‌بندد. پس از چهل روز، این نخ‌ها سوزانده شده و خاکستر آن در آب ریخته می‌شود تا زن و شوهر بنوشند. این آیین نمادی از قطع (بریدن) مشکل و تولد دوباره است.

حصار (دهان‌بند): دعایی برای حفاظت از دام‌های گم‌شده در بیابان. ملا با خواندن اوراد خاص (هزار بار بسم‌الله و دو هزار بار سبحان‌الله) و نام بردن از حیوانات درنده (کفتار، گرگ، پلنگ)، به صورت نمادین دهان آن‌ها را می‌بندد تا به دام آسیب نرسانند.

جوهر و دوات: ساخت جوهر مخصوص از زعفران و گلاب با آب چشمه و نوشتن دعا در ساعات خاصی از روز در رودخانه، نشان‌دهنده تقدس آب و گیاهان در باورهای بومی است.

۵.۳. تقویم سعد و نحس

مردم سندرک باورهای دقیقی درباره روزهای ماه و جهت‌های جغرافیایی داشتند. برای مثال، روزهای پنجم (تولد قابیل)، سیزدهم (شکستن دندان پیامبر) و شانزدهم (در آتش انداختن ابراهیم) هر ماه قمری، روزهای «نحس» محسوب می‌شدند. همچنین سفر به سمت مشرق در روزهای شنبه و دوشنبه، و به سمت شمال در سه‌شنبه‌ها ممنوع یا بدیمن تلقی می‌شد. این باورها نظم‌دهنده رفتارهای اجتماعی و سفرهای تجاری و زیارتی بودند.   

۵.۴. صنایع دستی و پوشاک

هنر دستان زنان سندرک، تجلی‌گاه ذوق و سلیقه آنان است. حصیربافی (با استفاده از برگ نخل خرما که در منطقه فراوان است)، سوزن‌دوزی، گلابتون‌دوزی، شک‌بافی، بادله‌دوزی و تلی‌بافی از مهم‌ترین صنایع دستی این منطقه هستند. شلوارهای زنانه با تزئینات «کم‌دوزی» و استفاده از نخ‌های نقره‌ای و طلایی (خوس‌دوزی)، شباهت‌های فرهنگی عمیقی را با مناطق بلوچستان و بندرلنگه نشان می‌دهد. در سندرک، بافت فرش و قالیچه‌هایی با طرح‌های «افشاری» (مانند بوته شاهی و ماه و ستاره) نیز رواج دارد که نشان‌دهنده تأثیرات عشایر مهاجر کرمانی در منطقه است.   


فصل ششم: گذار به دوران مدرن و تحولات سیاسی (۱۳۵۷ تا امروز)

۶.۱. تأسیس تشکیلات سیاسی: از دهستان تا بخش

پس از انقلاب اسلامی، توجه به مناطق محروم و توسعه زیرساخت‌های اداری در دستور کار قرار گرفت. بر اساس مصوبه هیئت وزیران در تاریخ ۲۱ تیرماه ۱۳۶۸ (۱۲ ژوئیه ۱۹۸۹)، «بخش سندرک» به مرکزیت روستای سندرک رسماً تأسیس شد. این تحول اداری، دهستان‌های «درپهن»، «سندرک» و «بندر» را تحت مدیریت واحد بخش سندرک درآورد و زمینه را برای تخصیص بودجه‌های مستقل و استقرار نمایندگی‌های ادارات دولتی فراهم کرد.   

۶.۲. ارتقاء به شهر و تأسیس شهرداری (۱۳۸۸)

نقطه عطف در تاریخ معاصر سندرک، سال ۱۳۸۸ (۲۰۰۹) بود. در این سال، با تصویب وزارت کشور، روستای سندرک به «شهر» ارتقاء یافت و شهرداری آن تأسیس شد. این رویداد آغازی بر شهرنشینی مدرن، خیابان‌کشی‌های اصولی، و ارائه خدمات شهری بود.   

مدیریت شهری و شهرداران: از زمان تأسیس شهرداری، مدیران مختلفی سکان هدایت توسعه شهر را بر عهده داشته‌اند. «فلکنازی» به عنوان یکی از نخستین شهرداران، خدمات ارزنده‌ای ارائه داد. در سال ۱۳۸۹، «میرجلیلی» به عنوان شهردار جدید معرفی شد. در سال‌های اخیر، «رضا اخلاصی» و «خسرو محمودی» مسئولیت شهرداری را بر عهده داشته‌اند. خسرو محمودی با رویکرد توسعه فرهنگی و اجتماعی، پروژه‌هایی نظیر احداث مرکز نیکوکاری شهید حججی و بهبود مبلمان شهری را اجرا کرد. همچنین رضا اخلاصی بر توسعه فضای سبز و کاشت نخل و نارنج در بلوار حاج قاسم سلیمانی تمرکز داشته است.   

۶.۳. جمعیت‌شناسی و روستاهای تابعه

تحلیل آمارهای جمعیتی نشان می‌دهد که سندرک روندی صعودی در جذب جمعیت داشته است. در سرشماری سال ۱۳۸۵، جمعیت هسته مرکزی (روستا) ۱,۲۸۴ نفر بود. این رقم در سال ۱۳۹۰ (پس از شهر شدن) به ۲,۰۲۴ نفر رسید. اگرچه در سرشماری ۱۳۹۵ جمعیت شهر اندکی کاهش یافت (۱,۹۱۵ نفر)، اما جمعیت کل «بخش سندرک» بالغ بر ۲۵,۰۰۰ نفر برآورد شده است.   

بخش سندرک شامل روستاهای مهم و تاریخی متعددی است که مجموعه‌ای فرهنگی را شکل می‌دهند. منطقه «چهارده روستا» شامل روستاهایی نظیر «دهیچ» (Dehich) است که دارای جاذبه‌های طبیعی فراوان است. همچنین روستای «اسپند» (Espand) که نام خود را از گیاه دارویی اسپند گرفته است، با باغ‌های انار، انگور و انجیر و طبیعتی بکر، از دیگر کانون‌های جمعیتی مهم بخش سندرک محسوب می‌شود.   


فصل هفتم: اقتصاد، کشاورزی و چالش‌های زیست‌محیطی

۷.۱. اقتصاد گوجه‌فرنگی و کشاورزی خارج از فصل

اقتصاد سندرک به طور سنتی و مدرن بر پایه کشاورزی استوار است. این منطقه به همراه توکهور و هشتبندی، یکی از قطب‌های استراتژیک تولید محصولات «خارج از فصل» (Off-season) در ایران است. در زمانی که اکثر مناطق ایران در سرمای زمستان به سر می‌برند، کشاورزان سندرک مشغول برداشت محصول هستند. سالانه بیش از ۱۰,۰۰۰ تن گوجه‌فرنگی از ۴۰۰ هکتار اراضی این بخش برداشت می‌شود. علاوه بر این، محصولاتی نظیر بادمجان، خیار سبز، فلفل، لوبیا سبز و پیاز نیز در حجم انبوه کشت می‌شود. نخلستان‌های وسیع سندرک نیز بخشی از هویت بصری و اقتصادی منطقه را تشکیل می‌دهند.   

۷.۲. تروماهای اقلیمی: خشکسالی و سرمازدگی

تاریخ معاصر سندرک با چالش‌های اقلیمی سهمگینی گره خورده است.

خشکسالی بزرگ ۱۳۷۵: در سال ۱۳۷۵ خورشیدی، سندرک دچار یک خشکسالی کم‌نظیر شد که منجر به خشک شدن بسیاری از باغات و چشمه‌ها و تغییر الگوی معیشتی مردم از دامداری صرف به سمت کارهای خدماتی و کارگری شد.   

سرمازدگی‌های ادواری: اگرچه سندرک منطقه‌ای گرمسیر است، اما تغییرات اقلیمی باعث بروز موج‌های سرمای ناگهانی می‌شود. برای مثال، گزارش‌های متعددی از خسارت شدید سرما به ۵۰۰ تا ۱۷۰۰ هکتار از اراضی گوجه‌فرنگی و صیفی‌جات در مناطق سندرک، هشتبندی و توکهور وجود دارد که اقتصاد کشاورزان را تهدید می‌کند.   


فصل هشتم: چشم‌انداز گردشگری و میراث طبیعی

سندرک با داشتن پتانسیل‌های بالقوه، می‌تواند به قطب گردشگری شرق هرمزگان تبدیل شود.

میراث تاریخی: وجود «قلعه سندرک» به عنوان یک اثر ملی با معماری خاص، و زیارتگاه «بی‌بی گنجی» که جایگاه ویژه‌ای نزد مردم دارد.   

جاذبه‌های اکوتوریستی: آبشارهای «کشهران» و «دهیچ»، کوه سفید، جنگل‌های کهنک و رودخانه‌های فصلی، مناظری را خلق کرده‌اند که برای گردشگران علاقه‌مند به طبیعت‌گردی در مناطق گرمسیری جذاب است. روستای اسپند با بافت سنتی و محصولات باغی متنوع، پتانسیل تبدیل شدن به روستای هدف گردشگری را دارد.   

آداب و رسوم: برگزاری مراسماتی نظیر «اوشار» (به آب انداختن لنج که اگرچه سنتی ساحلی است، اما ریشه‌هایی در باورهای کل منطقه دارد) و آیین‌های عید نوروز و روز عرفه، از غنای فرهنگی منطقه حکایت دارد.   


نتیجه‌گیری

سندرک، شهری است که در گذرگاه تاریخ، از سکونتگاه مرموز قوم گورن با کوزه‌های خاکسترشان، به قلعه‌ای مستحکم در عصر قاجار و نهایتاً به شهری زنده و پویا در دوران جمهوری اسلامی تکامل یافته است. این منطقه، تلاقی‌گاه فرهنگ‌های هندی، ایرانی و ساحلی است که در نام‌گذاری، آیین‌ها و چهره مردمش هویداست. اگرچه چالش‌هایی نظیر خشکسالی و نوسانات اقتصادی کشاورزی بر آن سایه افکنده، اما ارتقای ساختار سیاسی به شهر و بخش، و همت مردم در حفظ میراث فرهنگی و توسعه کشاورزی مدرن، آینده‌ای روشن را برای این دیار کهن نوید می‌دهد. سندرک امروز، نه فقط یک نقطه روی نقشه، بلکه روایتی زنده از مقاومت و سازگاری انسان با طبیعت خشن مکران است.


جدول ۱: روند تغییرات جمعیتی و تقسیمات کشوری سندرک (۱۳۸۵-۱۳۹۵)

سال سرشماری جمعیت شهر (نفر) تعداد خانوار وضعیت تقسیمات کشوری
۱۳۸۵ ۱,۲۸۴ ۲۷۷ روستا (مرکز دهستان)
۱۳۹۰ ۲,۰۲۴ ۳۸۱ شهر
۱۳۹۵ ۱,۹۱۵ ۴۵۹ شهر
برآورد ۱۳۹۵ ~۲۵,۰۰۰ کل بخش سندرک

  

جدول ۲: گاه‌شمار تحولات تاریخی و سیاسی سندرک

دوره تاریخی / سال رویداد مهم توضیحات و پیامدها
دوران باستان استقرار قوم گورن/سندی رواج آیین سوزاندن مردگان و دفن خاکستر؛ شکل‌گیری نام “سندی‌رک”
۱۸۷۶ میلادی سفر کاپیتان فلویر ثبت نام سندرک و حاکم وقت (رئیس علی) در متون جغرافیایی غربی
دوره قاجار (۱۹۰ سال پیش) ساخت قلعه سندرک احداث دژ مستحکم با معماری بادگیردار برای امنیت منطقه
۲۱ تیر ۱۳۶۸ تأسیس بخش سندرک تصویب هیئت وزیران برای ارتقاء دهستان سندرک به مرکزیت بخش
۱۳۷۵ شمسی خشکسالی بزرگ بحران زیست‌محیطی و تغییر الگوی معیشت از دامداری به کارگری
۱۳۸۸ شمسی ارتقاء به شهر تأسیس شهرداری و آغاز مدیریت شهری مدرن

  

همچنین ببینید

سمفونی باران در سندرک

زمانی که ابرهای باران‌زا بر فراز قله‌های سرسخت «مهراب» و «هوراگ» خیمه می‌زنند، سندرک لباسی از زمرد بر تن می‌کند. برخورد ابرها با ارتفاعات این منطقه، هوایی لطیف و بهاری را به ارمغان می‌آورد که استشمام آن، روح را تازه می‌کند.  

4 نظر

  1. Comment Test

    I care. So, what do you think of her, Han? Don’t underestimate the Force. I don’t know what you’re talking about. I am a member of the Imperial Senate on a diplomatic mission.

    • Comment Test 2

      I care. So, what do you think of her, Han? Don’t underestimate the Force. I don’t know what you’re talking about. I am a member of the Imperial Senate on a diplomatic mission.

      • Comment Test 3

        I care. So, what do you think of her, Han? Don’t underestimate the Force. I don’t know what you’re talking about. I am a member of the Imperial Senate on a diplomatic mission.

  2. Comment Test again

    I care. So, what do you think of her, Han? Don’t underestimate the Force. I don’t know what you’re talking about. I am a member of the Imperial Senate on a diplomatic mission.

پاسخ دادن به John Doe لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *